راستش رو بخواید من الان هیچی یادم نمی آد که بگم من اینجا چی می کنم یا اصلا هدفم چی بوده و ... ولی چیزی که باعث شد به فکر راه اندازی این وبلاگ بیفتم امتحانات بود و اوضاع واحوال دانشجو ها تو امتحانات. جریان از این قراره که موقع امتحانا که میشه همه ی دانشجو ها(اعم از قوی و ضعیف) دل پر خونی از این استادا دارن اما هیچ کس جرات نمی کنه حرفی بهشون بزنه یا چیزی بگه یا حد اقل یکی دو تا {. . .} بهشون بده تا راحت شه اینه که عقده میشه میمونه تو دلمون. اما حالا اینجا وضع فرق کرده و من و شما با خیال راحت می تونیم حرفامون رو بزنیم فقط تنها مشکل اینه که نمی تونیم اسممون رو لو بدیم.
این از این. اما . . .
اما حالا همه ی اینا رو گفتم یه وقت فکر نکنید کل هدف این وبلاگ مسخره کردن استاداست! نه اصلا این طور نیست اینجا مطالب علمی و چیزایی که مرتبط به کامپیوتر و . . . هم باشه پیدا می شه. خلاصه دلم میخواد کاری کنم که از اومدن و سر زدن به این وبلاگ پشیمون نشید.
اما یه چیز مهمتر که حتما واسه همه سوال میشه اسم وبلاگه. می دونم که سعی کردید اسم وبلگ رو بخونید اما نتونستید! اینقدر فسفر نسوزونید خودم می گم. اسم وبلاگ هست کد نوشته های 1010000100. که این صفر و یک اسم منه که کدش کردم(گفتم که اینجا ما کد مینویسیم). حالا اگه کسی تونست بگه اسم من چیه(قابل توجه خانم ها و آقایون مدعی) یا حداقل نصفه نیمه هم حدس بزنه خودم هم بقیه اش رو می گم! اما کار خیلی سختیه چون باید اول دی کریپت بشه بعد هم ... و خلاصه من تو بچه های چمران چنین نبوغی نمیبینم! (کار هر ... نیست خرمن کوفتن/ ... می خواهد ومرد کهن) حالا در هر صورت من راهنمایی کردم دیگه بقیه اش با شما. این گوی و این میدان.
4 comments:
اسمتو نمی دونم ولی دلتو می دونم که خیلی خوشه!!
تو چقدر نمکی بی خیال!
نمک و می خورن با خیار!
ای بابا... چرا زدحال می زنید... بزارید ببینیم چی می خواد بگه؟
به نظر من بیکاری زده زیر دلت!
Post a Comment