Friday, July 25, 2008

توضیح

با این که مطلب قبلی از سری مطالب مورد علاقه من بود ولی مثل اینکه بعضی از شما دوستان از این مطلب خوشتون نیومده بود! چرا؟ نمی دونم؟
شاید فکر کردید ما با این عکس قصد مسخره کردن استاد بهلول رو داشتیم! ولی اصلا این طور نیست! این فط یه شوخی کوچولو با استاد بهلول بود من هم در این عکسا چیزی که نشون بده ما این استاد دوست داشتنی رو مسخره کردیم نمیبینم فقط لازم میدونم که بگم "یه خورده جنبه لطفا" فقط همین!
در ضمن من که گفته بودم اینجا همیشه این طور نیست که فقط و فقط با اساتید شوخی کنیم در مطالب بعدی هم حتما یه بررسی بر کار " استادا از "از دیدگاه دانشجوها" می گذارم.امیدوارم توی اون پست کسی نگه تو دانشجویی و حق نداری کار یه استاد رو بررسی کنی!
چون من و شما دانشجوی اینجاییم و این کوچکترین حق ماست!

در مورد دیر لود شدن وبلاگ هم فکر می کنم مشکل از قالب باشه که سعی می کنم زود عوضش کنم تا مشکل رفع بشه.
اول می خواستم وبلاگ رو تو وردپرس بزنم که ان وردپرس بهم ریخت. ولی اگه با تغییر قالب هم مشکل رفع نشد حتما از اینجا کوچ می کنم!
ممنون که بهم خبر دادید اگه بازم مشکلی بود من رو بیخبر نگذارید.

Sunday, July 20, 2008

یه عکس خوشگل

میدونید که هنوز مدت زیادی نمی گذره (از امتحانات). ما هم که یکی از اهدافمون گفتمان با اساتید است. در نتیجه فعلا اینو داشته باشید(به قول خودش: از آی پرامیسد!، بی زحمت انگلیسی بخونید) تا نوبت بقیه هم برسه. این طراحی حاصل تلاش یکی از بچه های کلاس نظریه ست که چون هنوز تعدادی واحد پاس نکرده داره و بازم گذرش اون طرفا می افته از فاش کردن اسمش معذورم.







اگر هم نتونستید تشخیص بدید کیه؟ عکس پایین رو ببینید که یک آدم ناشناس زحمت کشیده و اون رو به فرد مزبور شبیه تر کرده.اون قسمت مخدوش تو عکس هم اسم طراحه که به خاطراینکه بعدا با قانون کپی رایت پدرمون رو در نیاره به این صورت دراومده.







ولی به نظر من که اولیه بهتره! بهتر نیست؟ (معلومه کار دست نقاشه

Saturday, July 19, 2008

حرف اول


راستش رو بخواید من الان هیچی یادم نمی آد که بگم من اینجا چی می کنم یا اصلا هدفم چی بوده و ... ولی چیزی که باعث شد به فکر راه اندازی این وبلاگ بیفتم امتحانات بود و اوضاع واحوال دانشجو ها تو امتحانات. جریان از این قراره که موقع امتحانا که میشه همه ی دانشجو ها(اعم از قوی و ضعیف) دل پر خونی از این استادا دارن اما هیچ کس جرات نمی کنه حرفی بهشون بزنه یا چیزی بگه یا حد اقل یکی دو تا {. . .} بهشون بده تا راحت شه اینه که عقده میشه میمونه تو دلمون. اما حالا اینجا وضع فرق کرده و من و شما با خیال راحت می تونیم حرفامون رو بزنیم فقط تنها مشکل اینه که نمی تونیم اسممون رو لو بدیم.
این از این. اما . . .
اما حالا همه ی اینا رو گفتم یه وقت فکر نکنید کل هدف این وبلاگ مسخره کردن استاداست! نه اصلا این طور نیست اینجا مطالب علمی و چیزایی که مرتبط به کامپیوتر و . . . هم باشه پیدا می شه. خلاصه دلم میخواد کاری کنم که از اومدن و سر زدن به این وبلاگ پشیمون نشید.
اما یه چیز مهمتر که حتما واسه همه سوال میشه اسم وبلاگه. می دونم که سعی کردید اسم وبلگ رو بخونید اما نتونستید! اینقدر فسفر نسوزونید خودم می گم. اسم وبلاگ هست کد نوشته های 1010000100. که این صفر و یک اسم منه که کدش کردم(گفتم که اینجا ما کد مینویسیم). حالا اگه کسی تونست بگه اسم من چیه(قابل توجه خانم ها و آقایون مدعی) یا حداقل نصفه نیمه هم حدس بزنه خودم هم بقیه اش رو می گم! اما کار خیلی سختیه چون باید اول دی کریپت بشه بعد هم ... و خلاصه من تو بچه های چمران چنین نبوغی نمیبینم! (کار هر ... نیست خرمن کوفتن/ ... می خواهد ومرد کهن) حالا در هر صورت من راهنمایی کردم دیگه بقیه اش با شما. این گوی و این میدان.